هوالجمیل
منت عضویت در گروه آرش را که ورودش مایه تنگی نفس است و خروجش چون رهائی از قفس. هر عضوی که وارد می شود در قید حیات است و چون خارج می گردد
در حال ممات. پس هر ورود و خروج را عذابی موجود است و بر هر عذابی صبری واجب.
از دست و توان که برآید کز عهده دکتر به در آید
عضو همان به که به تدبیرخویش جان خود از دره بدر آورد
ورنه اگر پای بلغزد به کوه روی شکایت به کجا آورد
Alostadolakbar morvarid docheshm
Tavakoli zadeh
نیشابور
از معدود شهرهای دیرپای و پرآوازه تمدن ایران و تمدن اسلامی است . هم در تمدن ایران در قبل از اسلام و هم در تمدن پر ملکات فاضله اسلام دارای پایگاهی ویژه است . در قبل ازاسلام یکی از سه شهر مقدس ایران زمین بوده است که یکی از سه معبد بزرگ آیینی مزدیسنا زائران سراسر فلات ایران را بخود می خوانده است . در بعد از اسلام نیز با تأسیس اولین دانشگاه های آن تمدن شکوهمند به شایسته ترین شیوه در ساختار آن فعالانه شرکت داشته است . ضمن اینکه اولین پایتخت ایران در دوره اسلامی بوده است و تا ایلغار هستی سوز مغول در 618 همیشه پایتخت فرهنگی ایران بوده است . مشاهیر آن تا اوائل قرن ششم هجری بیش از 4000 ستاره قدر اول ایران وتمدن اسلام است که بر تارک تاریخ می درخشند . در میان خیل پر شمار نام آوران به پزشکان بزرگی بر می خوریم که هر یک از مفاخر بلند آوازه آن تمدن بوده اند .
1- بروزیه طبیب قرن 6 میلادی
2- ابوسهل سعید بن عبدالعزیز نیلی قرن 4 هجری
3- مسعود بن سعید نیلی قرن 4 هجری
4- ابن ابی صادق کالبد شناس و از شاگردان ابن سینا و ملقب به بقراط ثانی در قرن پنجم هجری
5- جناب دکتر فرید حسینی یکی از نام آوران عرضه ایمونولوژی و...
6- جناب پروفسور حسینی صادقی جراح بزرگ قلب و عروق
حسن نظریان - پژوهشگر تاریخ نیشابور
نام شعر: صفای آرش
روح ما در بند مهر مهتریست جسم ما تحت لوای رهبریست
هر گروه کوه را باشد صفا لیک آرش را صفای دیگریست
کوهیارانش قوی مانند ماک در طریق حق دلیر و سینه چاک
چون سمندر مرد کوه و آتشند با رفیقان پاک و بی غل و غشند
گر بر آنها شیر ناگه هو زند یا لگد بر کله شان(منظور سر ) یابو زند
زین مصائب نیست آنها را ملال شیر مادر باد بر آنها حلال
با وجود جمله اوصاف جمیل ......
آرشی دانی که وصفش چیستی ......
...
آرشی یعنی که شمشیر نهان آرشی یعنی که مکر روبهان
آرشی یعنی که من , یعنی که تو آرشی یعنی که جمعی از محال
آرشی یعنی همه دوز و کلک آرشی یعنی که دیوی چون ملک
شیب منفی ۱۰ درجه!!!!!
1. فعال باشید. اقدام به کار کنید واهل عمل باشید نه گریزان ازآن.
2. صبر نکنید تا اوضاع مساعد شود. زیرا هیچ وقت نمی شود. همیشه موانع و مشکلات آینده را در نظر داشته باشید که هر زمان بر سر راهتان قرار گرفتند با آنها مقابله کنید.
3. به یاد داشته باشید که ایده ها نمی توانند به تنهایی موجب موفقیت شوند. آنها زمانی ارزش پیدا میکنند که رویشان کاری صورت گیرد.
4. از حرکت برای برطرف کردن ترس وایجاد اعتماد به نفس استفاده کنید.از هر کاری که وحشت دارید همان را انجام دهید.ترستان برطرف می شود. امتحان کنید وببینید.
5. به یاری هدف موتور ذهن خود را به کار بیندازید. صبر نکنید خلاقیتتان شما را حرکت دهد. اقدام کنید- بکاوید- آن وقت می بینید که خودتان خلاقیتتان را به حرکت در آورده ای.
6. بر حسب زمان حال فکر کنید. فردا _ هفته بعد _ بعدا" و لغات مشابه آن اغلب مترادف کلمه شکست و موکول به هرگز است. از آن دسته افرادی باشید که می گویند (( باید همین الآن شروع کنیم. ))
7. بلافاصله دست به کار شوید. وقت خود را برای ایجاد آمادگی در کار تلف نکنید. به جای آن کار را شروع کنید.
8. پیشقدم شوید. پیشتاز باشید. قاطعانه کارها را انجام دهید. همیشه داوطلب باشید. نشان دهید که برای عمل کردن توانایی و بلند پروازی بسیار دارید.
امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید.
اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. زندگی هنگامی به شما پاداش خواهد داد که موفقیت را بعنوان یک حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشید. مجبورنیستید در موقعیت موجود باقی بمانید . این بستگی به تصمیم گیری خودتان دارد . می توانید هر لحظه تغییر کنید
هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد
این ورزش ساده نه فقط باعث آب شدن چربیهای بدن میشود؛ بلکه شادابی و روحیه مثبت برای بدن فراهم می آورد. از مزایای عمده دویدن می توان به سلامت ماندن قلب و ریه اشاره کرد. تقویت عضلات اصلی بدن، کشش و انعطاف پذیری آنها، تقویت استخوانها، تنظیم ضربات قلب و فشار خون، از مزیتهای عمده دویدن هستند. اشخاصی که به طور منظم این ورزش را انجام می دهند، معمولا سالمتر از دیگران هستند. این افراد دارای خوابی بهتر بوده و عموما استرس کمتری به سراغشان می رود.
* انواع دویدن
دویدن اشکال مختلفی دارد. بهترین نوع آن که برای تمامی افراد با سنین مختلف پیشنهاد می شود، دویدن آرام و طولانی مدت است. توجه داشته باشید که اگر از بیماریهایی نظیر دیابت، درد سینه، آنژین، بیماریهای ریوی، آسم، بیهوشی و فشار خون بالا رنج می برید یا اخیرا عمل جراحی کردید یا باردار هستید، حتما قبل انجام این ورزش، با پزشک خود مشورت کنید.
* تصمیمگیری و مشخص کردن هدف
با چند بار دویدن یا انجام هر از گاهی آن، هرگز سلامتی به بدن شما هدیه نخواهد شد؛ بلکه انجام این ورزش در طولانی مدت و به طور مستمر مفید و اثربخش خواهد بود. قبل از اینکه تصمیم به انجام بگیرید، باید برای خود برنامه ریزی کنید. لازم نیست سنگین شروع کنید. می توانید یک برنامه سبک را طرح ریزی کنید؛ دو روز در هفته، هر بار نیم یا سه ربع ساعت. این برنامه می تواند برای دو ماه اول داشته باشد. سپس، آن را به سه روز در هفته افزایش دهید و در صورت تمایل، آن را هر روز کنید.
* چگونه شروع کنیم
همانند تمامی ورزشها، ................
به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر سفر نکنی، اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی...
به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر برده عادات خود شوی، اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی... اگر روزمرگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قلبت را تندترمی کنند، دوری کنی...
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی....
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری بکن!
نگذار که به آرامی بمیری... آرش را فراموش نکن!
mobydick.mihanblog.com
روزی در پیش است که آنرا ،
روز «تغابن» (روز دریغ ، غبن آگاهی )، گویند که :
- آه ! چه کردیم ؟!
آن [آه ]، هیچ سودی ندارد!
اما، تغابن ، این ساعت سود دارد:
- [که آه چه می کنیم ؟!]
(شمس تبریزی)
آرش کمانگیر(سیاوش کسرایی)
برف میبارد؛ برف میبارد به روی خار و خاراسنگ. کوهها خاموش، درهها دلتنگ، راهها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ... بر نمیشد گر ز بام کلبهها دودی، یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمیآورد، ردِّ پاها گر نمیافتاد روی جادهها لغزان، ما چه میکردیم در کولاک دل آشفتهٔ دم سرد؟ آنک، آنک کلبهای روشن، روی تپه، روبه روی من...
ادامه مطلب ...
بدون نوشیدن آب سیستم بدن انسان نمی تواند به کار خود ادامه دهد، بخصوص در فعالیت های بدنی شدید که خطر بزرگ بالا رفتن بیش از حد دمای بدن نیز وجود دارد . ضرورت نوشیدن منظم آب در مقادیر جزئی از همان آغاز فعالیت بدنی بخصوص در تعریق های شدید بسیار حائز اهمیت است . طبق مطالعات علمی از دست رفتن 2 درصد از مایعات بدن به نسبت وزن ( به عنوان مثال 1/5 لیتربرای یک فرد 70 کیلوگرمی ) توانایی بدن را تقریبا 20 درصد کاهش می دهد. به این ترتیب اگر بدن 4 درصد از آب را به نسبت وزن از دست دهد توانایی آن تا 40 درصد کاهش می یابد.
اگر آب از دست رفته جبران نشود حجم مایع بین سلولی همچون حجم خون کاهش می یابد . نتیجه تمامی این فعل و انفعالات این است که بازده قلب و فشار عروق کاهش می یابد و به عضلات و پوست خون کمتر و در نتیجه اکسیژن کمتری می رسد . برای جبران این وضیعت ضربان قلب افزایش می یابد . بنابراین ورزشکار احساس خستگی می کند و ضعیف می شود و خطر اسپاسم ماهیچه ای و ... و حتی خطر افزایش بیش از حد دمای بدن بیشتر می شود .
نباید فراموش کرد که عمل تعریق برای سرد کردن سیستم بدن بسیار مهم است ................
ادامه مطلب ...
حضور غایب و غیبت حاضر
نگاهی مسئولانه و واقعی به مسئله غیبت
عمری است که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم ماییم که در غیبت کبری ماندیم
در حدیثی از پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص) آمده است :
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه
هر کس امام زمانش را نشناخته باشد و بمیرد ... به مرگ جاهلیت مرده است !
مهدی جان ...
آه که 1500 سال پیش حسین (ع) گفت : هل من ناصر ینصرنی ؟ و 72 نفر لبیک گفتند !
وای بر من مسلمان که تو 1500 سال هر روز گفتی هل من ناصر ینصرنی ؟
و من فقط گریه کردم !
باز تو گفتی هل من ناصر ینصرنی ؟
و من ندبه خواندم و نشستم و فرج خواندم و به انتظار نشستم !
و 313 نفر نشدیم تا تو بیایی ! و نجاتمان دهی از تباهی !
دوستان بیایید به انتظار ننشینیم ! به انتظار بایستیم !
یادمان رفت که کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا !
مردم بیایید حسین زمانه را بشناسیم
و بیایید مروان زمانه نباشیم ! و اگر حانی ابن عروه نشدیم ... حرابن ریاحی شویم !
نه شمر زمانه !
بسوی او با عشق حرکت کنیم ! چرا که بی عشق این راه به سر انجام نخواهد رسید !
منبع: http://entezaredoost.blogfa.com با کمی دخل و تصرف
یکی از تفاوت های بنیادین نگاه مردمان مشرق زمین و مغرب زمین نسبت به روزگار خویش و جهان این است که ملت های غرب افق آمال و رد آرزو ها و رویاهایشان به سوی آینده ای است که خود می خواهند با اراده ای نوین آن را بسازند. اما ملت های شرق همیشه رد نگاه شان به گذشته های باستانی شان در دوردست تاریخ است و در آرزوی بازگشت به اعصار طلایی تاریخی حسرت انگیزشان هستند :
چین که در آرزوی عصر کنفسیوسی (که دارند به ان با سعی و تلاش نزدیک می شوند..آرش)
و مصر که در رویاهای عصر فراعنه
و ایران که هنوز که هنوز است برخی از روشنفکرانش در حسرت عصر طلایی داریوش و کوروش هخامنشی اند.
دکتر شریعتی "تمدن و تجدد"
پسر کو ندارد نشان از پدر... حکایت اه و افسوس ماست!!!!سرزمین هایی روی کره زمین قرار دارند که گویی متعلق به زمین نیستند و بخشی از سیارات دیگرند.
(البته اگر به من باشد میگویم اول بروید به حصار جن ، کوههای بزق تا بفهمید که به قول حافظ …… آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد. در پست بعدی گوشه ای از آنها را می گزارم.)
جزیره سوکوترا
موقعیت جغرافیایی این جزیره دراقیانوس هند ودر 250 کیلومتری سومالی و 340 کیلومتری یمن واقع شده . وسعت ساحل شنی آن متشکل از سنگهای آهکی و جلگه های مرتفع آن پر از غارهایی به طول 7 کیلومتر است .بلندی کوههای آن به 1525متر می رسد . درختان و گیاهان این جزیره از لحاظ زمین شناختی قدمتی 20 میلیون ساله داشته وبه عنوان جزیره ای بکر ومحصورشده از آب محسوب می گردد.
راستش من که به حال این افراد غبطه می خورم . کی ما از خواب غفلت بیدار شویم ....خدا میداند..
ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روزه دریابی
خجل آن کس که رفت و........
این شما و داستان واقعی رهائی یک انسان سعادتمند از دست اعتیاد :
- آموختم براستی انسان ، همانی است که خودش سعی کرده آنگونه باشد . می تواند خلیفه الهی یا شیطانی باشد .
- گفتند اول باید درست تفکر کردن را یاد بگیری و بدانی همه مسئولیتها به عهده خود توست و در این راه هیچکس نمی تواند بار دیگری را ، حمل نماید .
- گفتند از همه صفت های بد باید پاک شوی ، تا لایق پاکی باشی و هر چه را بکاری ، روزی درو خواهی کرد ، پس بذر نیکو بکار
سفر........... از تاریکی به روشنائی،از حقارت به سر افرازی . به خاطر رنج و عذابی که از ترک های مختلف تجربه کرده بودم ، روش درمان بسیار ساده بود و این خواست خداوند مهربان بود که مشتاقانه به سوی نور حرکت کنم .
آنقدر درد و سختی تحمل کرده بودم که نداشتن پول برایم به هیچ وجه مهم نبود و هر چه جلوتر می آمدم ، بیدارتر شده و بیشتر متوجه اوضاع می شدم و تازه فهمیدم چه بر سر خودم آورده ام و همه هستی ام را به خاک سیاه نشانده بودم . خداوند ، درهای رحمتش را رویم باز نمود و براستی چنین است که پس از هر سختی ، گشادگی است به من آموختند خودت این شرایط را بوجود آورده ای و باید خودت درستش کنی . گفتند که علت اصلی اعتیاد نادانی است ، یعنی راه لذت خدادادی را ندانستی که به دنبال لذت کاذب موادمخدر رفته ای و برای درمان اعتیاد . باید دانا شوی و باید بدانی که چکارهایئ باید بکنی تا بتوانی از چنگال سیاه و پلید اعتیاد ، خود را برهانی
در طول 20 سال تزریق هروئین ، پانزده بار به زندان های مختلف افتادم که علت اصلی آنها همگی مربوط به اعتیاد بود. به جائی رسید بودم که رگ برای تزریق نداشتم و این بسیار در آور بود . مرگ برایم آروزوئی دست نیافتنی شده بود و بارها با مصرف بیش از حد ، اقدام به خودکشی می کردم.......
BMI مجذور قد برحسب متر/ وزن برحسب کیلوگرم =
تقسیم بندی شاخص توده بدن و نوع چاقی
BMI = 20-24/9 وزن متعارف (درجه چاقی = صفر)
BMI = 25-29/9 اضافه وزن (درجه چاقی = یک)
BMI = 30-39/9 چاقی (درجه چاقی = دو)
BMI = 40, >40 چاقی مفرط (درجه چاقی = سه)
وزن ایدهآل مردان = 48 + 7/2 برای هر 5/2 سانتیمتر بالای 150 سانتیمتر
وزن ایدهآل خانم ها = 45 + 5/3 کیلو برای هر 5/2 سانتیمتر بالای 150 سانتیمتر
به عدد به دست آمده با توجه به درشتی و یا ریزی جثه فرد مقدار 10%اضافه یا کم میشود.
اندازه مچ دست برحسب سانتیمتر/ قد برحسب سانتیمتر = r
| ||||||||||||
|
به موازات تعیین وزن ایدهآل و جثه افراد، تقسیمبندی آنها از بعد نوع انباشتگی چربی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. چرا که تجمع چربی به صورت فرم سیب یعنی انباشتگی چربی در نواحی شکم و احشا پیآمدهای زیانباری را برای مبتلایان به وجود میآورند.
برای تعیین نحوه تقسیم و تجمع چربی در بدن میتوانید از فرمول زیر استفاده کنید:
دور کمر تقسیم بر دور باسن
چنان چه حاصل آن در خانمها بیشتر از 85/0 و در آقایان بیش از یک باشد دلیل چاقی شکمی یا androide است.
تهیه و تنظیم :واحد علمی گروه کوهنوردی آرش
اقتباس از : سایت persiandiet.com و .....
زندگی یعنی ، هیاهو
زندگی یعنی ، شب نو ، روز نو، اندیشه ی نو
زندگی یعنی ، غم نو ، حسرت نو ، پیشه ی نو
زندگی بایست سرشار از تکان و تازگی باشد
زندگی بایست در پیچ و خم راهش زالوان حوادث رنگ بپذیرد .
زندگی بایست یک دم ، یک نفس حتی زجنبش وانماد ،
گر چه این جنبش برای مقصدی بیهود باشد
زندگانی همچو آب است .
آب اگر را کد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت
وبوی گند می گیرد .
در هلال آبگیرش غنچه ی لبخند می میرد
آهوان عشق از آب گل آلودش نمی نوشند
مرغکان شوق در آیینه ی تارش نمی جوشند
من سرودی تازه می خواهم ،
افتخاری آسمانگیر و بلند آوازه می خواهم.
کرم خاکی نیستم من تا بمانم در مغاک خویشتن خاموش
نیستم شب کور کز خورشید روشن گر بدوزم چشم ،
آفتابم من که یکجا ، یک زمان ساکت نمی مانم
هوشنگ شفا
روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشهاى در وسط آکواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمىداد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامریی که وجود داشت برخورد مىکرد، همان دیوار شیشهاى که او را از غذاى مورد علاقهاش جدا مىکرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت.. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن سوی آکواریوم نیز نرفت!
میدانید چرا ؟
دیوار شیشهاى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سختتر و بلندتر مىنمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش
short, intense intervals, Better rather than typical long slow run
پیادهروی مفید و موثرتر چگونه است؟
پیاده روی فعالیت بسیار مفیدی است اما پیاده روی اهسته و یکنواخت تاثیر چندانی بر سلامتی ندارد.انچه اخیرا طی بررسی و تحقیقات مختلف مشخص گردیده این است که پیاده روی تند (یا دو اهسته ) به مراتب بهتر از پیاده روی معمولی و حتی دو در بهبود و سلامتی قلب و عروق موثر است.
پیاده روی در هر زمان و مکانی میتواند انجام شود و اگر به درستی انجام شود میتواند کالری بسوزاند.
سرعت خود را متناوبا تغییر دهید:
پیاده روی ای که تمام مدت با گامهای یکنواخت انجام شود کالری کمتری مصرف میکند. به جای اینکه در پیاده روی سرعت ثابت و گامهای یکنواخت داشته باشید، سه دقیقه آهسته راه بروید و سپس به مدت سه دقیقه سرعت خود را افزایش دهید و دوباره آهسته راه بروید. سرعت شما در گام تند باید به حدی باشد که نتوانید به راحتی صحبت کنید. این کار باعث میشود که کالری بیشتری بسوزانید و به علاوه میزان تحمل پذیری و استقامت خود را نیز افزایش دهید.
بر روی سطوح نرم پیاده روی کنید:
در مقایسه با پیاده روی بر روی سطح خیابان و سنگفرشها، پیاده روی بر روی خاکهای نرم و حتی برف و شن کالری بیشتری مصرف میکند .
همه ی بدن را درگیر کنید:
هنگامی که راه میروید به جز پاها تا آنجا که میتوانید از سایر اعضای بدن نیز استفاده کنید.
شانه ها، قفسه سینه، بازوها و دستها را متناسب با حرکت بدن حرکت دهید. هر چه بیشتر حرکت کنید کالری بیشتری میسوزانید. .
موسیقی گوش کنید:
مطالعات نشان میدهند که افرادی که هنگام ورزش کردن به موسیقیهای دارای ضرباهنگ ورزشی گوش میکنند سختتر و طولانیتر از افرادی که بدون موسیقی ورزش میکنند به فعالیت میپردازند.
از شیبها استفاده کنید:
اگر بیرون از خانه پیاده روی میکنید مسیر خود را طوری طراحی کنید که شامل سطوح شیب دار و تپههای کوچک باشد. بالا رفتن از شیبها باعث میشود که ضربان قلب شما افزایش پیدا کند و چربی بیشتری بسوزانید. سعی کنید با همان سرعت و گامهایی که در سطح صاف پیاده روی میکردید از شیبها بالا بروید. با افزودن مقداری شیب به پیاده روی خود، علاوه بر مصرف کالری بیشتر، استقامت شما نیز افزایش خواهد یافت و عضلات شما قوی خواهند شد.
کمی سنگینتر:
می توانیداز یک کیف کوله پشتی یا از وزنه های متصل شونده به پا استفاده کنید. از حمل وزنه یا چیزهایی که باید با دست حمل شوند خودداری کنید زیرا خطر آسیب دیدگی شما افزایش مییابد.
یک همراه پر انرژی:
یک همراه مشتاق، علاقمند و پر انرژی میتواند موجب فعالیت بیشتر شما شود و شما کالری بیشتری بسوزانید.
دویدن و راه رفتن به عقب
این نحوه راه رفتن تا 40درصد کالری بیشتری را می سوزاند.
تهیه و تنظیم :واحد علمی گروه کوهنوردی آرش
اقتباس از : سایت beyondrice.com , seemorgh.com و .....
آرش همان نیرویی است که طبیعت را به تاریخ مبدل کرده است . او برده ای است که نسل در نسل در بازار فروخته شده ، دهقانی است که برده داغ خورده و حراج شده را در زیر پوست خود پناه داده و کارگری است که هر صبح چون یک برده نوین در کارخانه فروخته شده و فردا دوباره به دنبال مشتری خویش همه جا پرسه زده است . او از تبار « رنج » و « کار » است .
او سمبل روح خار آیین ملتی است که هر گاه به اعجاز خود پی می برد ، هیچ نیرویی ، هر قدر هم بی شمار ، قادر به تسخیر آن نیست . آرش در افسانه ، جبران شکست است .
روحی که در قالب این منظومه دمیده شده ، روح نسلی است که قدرت تلاش و مبارزه را از دست داد و کلیه وجودش به صورت یک انتظار در آمده است . این منظومه بیان آرزوی مسافری است که در دهلیز گنداب روی یک دوره گیر کرده و درانتظار دستی است که او را به دیار روشنی راهنمایی می کند . کسرایی حق دارد از طرف یک نسل فریب خورده و سرگردان و بدون توجه به همه قدرت ها که تئوریسین ها و ایدئولوگ ها برای جامعه ( بدون توجه به قدرت فکری و ساختمانی و شعور اجتماعی اکثریت آن ) قایل بودند ، در زیباترین قالب ودر بیانی لبریز از شعر و تغزل به دست کمانگیری آرزو نماید . زیرا به قول تورگنیف این همان ملتی است که وقتی صدای رعد و برق را می شنود خیال می کند ایلیای پیغمبر دارد چهار نعل با ارابه خود در آسمان ها حرکت می کند .
بدین سان « عمونوروز » به مثابه نمادی از سنت ها و تجسم اسطوره ای تاریخ ، داستان را آغاز می کند .شاعر اصرار دارد که از زبان عمو نوروز « قصه » سر دهد . هم انتخاب عمو نوروز تعمدی است و هم نام « قصه » که درجای حماسه نشسته است . قصه ، پای بند به واقعیت آن گونه که وجود دارد ، نیست ، در قصه ، تخیل است که عنان را در دست دارد ، اما قصه خود زادگاهی جز واقعیت و سینه مردم نمی شناسد . شاعر با اطلاق نام قصه به ماجرای آرش ، پیشاپیش خود را از زره تنگی که پیشینیان بر تن آرش کرده اند ، خلاص می کند :
- من زره دیگری برای او نمی بافم . او را از قید زره زمان و مکان رها می کنم . آرش حقیقی سرزمینی نیست ، زمینی است در گذشته تمام نشده ، در آینده تکرار می شود...
اما مخاطب و شنونده کیست ؟ پیش از آن که قهرمان با تقدیر خود گلاویز شود ، چشم ها و گوش هایی باید او را همراهی کنند . شاعر گوشه ای از راز خلقت خود را دراین انتخاب بیرون می ریزد . مخاطب همه ، کودکان عمو نوروزاند ، تمثیلی از نسلی که فردا از میان دست های آنها می روید ، این ها آینده اند که باید به روی شانه های آرش بایستند . اما از سر تصادف ، کلبه عمو نوروز، میزبان مهمانان ناخوانده ای می شود : ره گم کرده ای ، سر گشته درمیان « کولاک دل آشفته ودمسرد » او از نشان « رد پاها » یی که « روی جاده لغزان » و برف آلود افتاده و « چراغ کلبه که از دور سوسو » می زند و « پیام » می دهد ، راه را می یابد . « رد پاها روی جاده لغزان » کنایه ای شاعرانه از قدم هایی است که پیش از ما راه های خطر را کوبیده گشوده اند . این « راه » هیچ وقت از رونده خالی نبوده است . و « سوسوی پیام چراغ کلبه » امیدی است که تا حرکت و جست و جو هست ، هست .
« ره گم کرده » که تا پایان منظومه هیچ خطی از صورت او روشن نمی شود ، و چهره بی نقش و سفیدش ، تداعی همه راه گم کردگان و « آرش » سینه به سینه می شود و تا خود بیاید دست سوزان و پهلوانی او را در دست های یخ کرده خود می یابد . او در سرگذشتی که عمو نوروز نقل می کند ، مقصد گمشده را می تواند بیابد . آرش این راه و این مقصد است .
منبع : سیاوش کسرایی آرش کمانگیر یک منظومه – نشر کتاب نادر
پارکور به شما یاد میده چطوری با مشکلات زندگی مبارزه کنید. چون کم کم یاد می گیرید که نباید به خاطر وجود یک مانع مسیرتان را عوض کنید. باید مانع را از سر راهتان بردارید.
فلسفه و هدف پارکور
Parkour's focus is on how obstacles are dealt with, whether the obstacles be purely physical or whether they relate to the mental aspects of the traceur
پارکور فقط صرف حرکات نیست، بلکه مجموعهای هدفمند و دارای فلسفهٔ خاص خویش است. پس هدف پارکور، رسیدن به مقصد با استفاده از کاراترین، روانترین و مستقیمترین مسیر و مناسبترین حرکات است که میتواند شامل دویدن، پریدن، بالا رفتن و خزیدن باشد. «کارایی» یکی از مهم ترین مشخصههای پارکور است، و به این معنی است که لازم نیست حرکات سریعترین باشند، بلکه باید مستقیمترین و با صرف انرژی کمتری انجام شوند و همچنین مانع آسیب دیدگی دراز مدت یا کوتاه مدت شوند.
پارکور چیست؟
برای افراد ناآشنا با پارکور بهترین تصویر قابل رسم این است که این کار تقریبا شبیه ماتریکس یا اسپایدرمن بدون نیاز به جلوه های ویژه می باشد.چیزی که شما در پیش رو دارید یک نظم و آمادگی عمیق می باشد. در ابتدا شما خودتان را در حال تمرین تعداد زیادی حرکت تنها می یابیدولی وقتی که ماهرتر شدید ٫متوجه می شوید که به صورت خود به خود حرکات را با هدف تبدیل شدن به یک حرکت روان و بدون تردید به هم متصل می کنید. یکی از ویژگی های این ورزش این است که نیاز به جا و لباس و وسایل مخصوصی نداره.با یه جفت کتونی و یه دست لباس ورزشی میشه پارکور کار کرد
flowیعنی روان بودن.برای رسیدن به این هدف :
۱-داشتن و دانستن قانون پارکور ==> یعنی اینکه همه می توانند یک پرش بلند انجام دهند اما تفاوت در فرود آمدن است که شاید منجر به آسیب دیدن فرد شود. ۲- قوی بودن و درک شرایط ۳-نرم بودن بدن۴-و در نهایت احساس روان بودن.
پارکور در دسته ورزش های بسیار خطرناک (Extreme) قرار نمی گیره ولی خوب ورزش خطرناکی هست و باید در آن سیاست ، صبر ، خود باوری ، شجاعت و… داشته باشید که با تمرین همه اینها را بدست میارید که در زندگی بسیار کمکتون می کنه. ذات پارکور هم مثل سایر ورزش ها گذر از موانع است.
پارکور یک ورزش و هنر است ، هنر جا به جایی. برای مثال یک فرد عادی وقتی به یک ارتفاع می رسد دنبال پله برای پایین آمدن از آن می گردد اما یک پارکور کار از آن ارتفاع می پرد. یک آدم عادی وقتی به یک مانع می رسد مسیرش را عوض می کند اما یک پارکور کار آن مانع را با یکی از حرکات پارکور پشت سر می گذارد. البته منظورم این نیست که از این به بعد بجای از پله بالا و پایین رفتن از در و دیوار بپرید بالا و پایین و این کار در قالب ورزش انجام می شود نه زندگی روزمره !
پارکور در ایران ورزش جا نیفتاده ای هست و خیلی ها تا حالا اسم آن را هم نشنیده اند و .. .....
برای انجام تمرینات مطلوب پارکور باید کمی آمادگی بدنی (انعطاف و وزن مناسب و…) داشته باشید ولی با نداشتن اینها هم میتونید تمرینات پارکور را در حد خودتان انجام دهید.
پارکور مثل همه ورزش های دیگه دنیایی از تکنیک و فلسفه است. یک انسان عادی وقتی از ارتفاع ۴ متری بپرد بدون شک آسیب می بیند در حالی که یک پارکور کار به سادگی از آن ارتفاع می پرد بدون اینکه کوچکترین آسیبی ببیند ، او با استفاده از فنون پارکور فشار وارد بر پاها را دفع می کند و صحیح و سالم می رود
بنیانگذار پارکور
بنیانگذار پارکور اقای دیویدبل(David Belle) فرانسوd است که در فیلم زیبای ( بلوک 13 - B13-( نیز هنر نمایی می کند. برای درک بهتر این ورزش دیدن این فیلم که سال گذشته نیز از سیما پخش شد توصیه می شود.
دوش تیری آمد از هفت آسمان نامه ای هم بسته بر پیکان آن
باز کردم نامه از پیکان تیر ناگهان پیچید بوی صد عبیر
وه که نامه نور آتش می دهد نامه بوی دست آرش می دهد
همچنان که باز کردم نامه را گوئیا من دیدم آن هنگامه را
****
ملتی هست و جهانی انتظار تیر آرش در کمانش بی قرار
تا که آرش مشت خود را باز کرد چشم مردم تا افق پرواز کرد
انقدر که تیر او چرخید و رفت گوئیا اندر دل خورشید رفت
آری آری تیر آرش بود آن پهلوانی می زند تیری چنان
****
لیک آرش را بود با ما چه کار! آرشیون را کند آرش شکار!
من که باشم . شبروی بی ادعا! از تمام آشنایانم جدا !
کاش می شد همچو آرش تیر زد بر سپاه تیرگی شبگیر زد
من دلم از هر چه بی دردی جداست دردهایم درد مردان خداست
****
سینه ما از عطش آکنده است تشنه آن آتش سازنده است
حتما آرش آگه است از حال من از غم دیرینه در احوال من
شاید اندر نامه راهی گفته است پس بخوانم آنچه را بنوشته است :
ای جوانمردان به پا خیزید زود زانکه بی اندیشه نتوان زنده بود
لحظه ای را فکر سرمستان کنید عزم خود را سوی کوهستان کنید
بگذرید از چشمه ها و کوه ها تا جدا گردد دل از اندوه ها
آن زمان که رد شدید از دره ها یا که بگذشتید از آن صخره ها
*****
یاد تیر و بازوی آرش کنید قصد رفتن در پی راهش کنید
هر که را میل ره آرش بود در دلش باید بسی آتش بود
آتشی دور از تمام کینه ها نور او نور دل آئینه ها
آتشی سوزش ز آه مردها گرمیش از اجتماع دردها
****
مرد می خواهم که عزم ره کند مردمان را از غمم آگه کند
من به هر سوئی که تیر انداختم عده ای را بهر یاری ساختم
رهبری بگزیده ام زین یاوران رهبری غم خوار و یار بی کسان
پهلوانی کز شقاوت دور بود خانه اش در شهر نیشابور بود
****
رهبری کز کینه آزاد است او از دیار احمداباد است او
هر که خواهد درد را درمان کند سوی رهبر رفته و پیمان کند
پس به او گوئید آرش گفته است خاطرت گویا کمی آشفته است
این چنین یاران خود تنها مکن نام آرش را چنین رسوا مکن
****
یاورانت را به کوهستان ببر گاه گاهی قله تفتان ببر
گر یکی جاماند اندر نیمه راه گوئی آرش مانده اندر نیمه راه
جمله باید یار یکدیگر شوید تا زمانی آرش دیگر شوید
****
گفتمت درس جوانمردی ولی هر کجا ماندی بکن یاد علی
گر چه من تیرم به هر جائی رهیست فاش میگویم که مولایم علیست
قل قلی زو – شهریور 87 – تنها
ما سمیعیم و بصیــریم و هشیــم با شما نامحرمان ما خامشیم
چون شما سوی جمادی می روید محرم جان جمادان کی شوید
در عبور از طبیعت سالها بود که به حشره ای برخورد می کردم و همیشه برایم سئوال بود که چه میگوید:
زندگی زنجره به بیان ساده : پرواز پاداشیست در برابر تلاش ...
(در گویش محلی نیشابور به آن چز می گویند)
« زنجره حشرهایست از راسته نیم بالان گاه زمان زیادی تا بلوغ طول میکشد . زنجره بالغ مانند جیرجیرک در میان درختان جیرجیر میکند . حشره نابالغ (لارو) زیر خاک زندگی میکند. گونه ای از آن حتی تا ۱۷سال زیر خاک میماند و پس از ۱۷سال از خاک خارج شده ، پوستاندازی کرده ، بالغ میشود ، پرواز و خلاص !
مدتی پس از پرواز ، نوای خود را سر میدهد و تمام ! »
و اما کمی بیشتر:
زنجره (زِ جَ رِ) (اِ.) حشره ای است دارای بال نازک و شفاف ، روی درختان زندگی می کند و آوازی بلند و طولانی دارد.
به وسیلهٔ ماهیچهٔ خاص و تسمه مانند (پوسته سخت دنده دار مخصوص) که بر بالای نخستین مقطع شکمی قرار دارد، موزیک میسازند. این ماهیچه پوست سخت شکم را میلرزاند و صدا تولید میشود.
حشرهٔ بالغ از شیرهٔ بافت چوبی درختان مختلف :کاج،انگور، پسته و... ساقه علف ها تغذیه میکند. این حشرات، موجوداتی هشیار و
بسیار محتاطند ،دید خوبی داشته و از قدرت
شنوایی بالایی بر خوردارند. دارای
پاهای سنیگنی در عقب بدن خود هستند. این حشرات معمولاً میتونند ۱ متر (۳ پا) یا
بیشتر جهش کنند